چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۴
سازماندهی بیش از ۵۰ هزار طلبه در جبهه تبلیغی کشور / تشکیل کمیته‌های رصد مقابله با عملیات رسانه‌ای دشمن

حوزه/ با پنجاهمین روز شهادت امام خامنه‌ای، این داغ همچنان سنگین و سردنشده است؛ این سوگ، فراتر از مرزها، دل‌های مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان را نیز درنوردیده و همدردی جهانی را برانگیخته است. در کنار این اندوه، حماسه‌ای بزرگ شکل گرفته که برکت خون امام شهید، وحدتی بی‌نظیر حول محور عزت ایران اسلامی پدید آورده است.

خبرگزاری حوزه | طلاب و روحانیون از نخستین روزهای جنگ تحمیلی، حضوری فعال و خودجوش داشتند. بیش از ۵۰ هزار نفر از آنان در عرصه «جهاد تبیین» و خدمت رسانی به مردم سازماندهی شدند و در روستاها، شهرها و مدارس به روشنگری پرداختند. با آغاز جنگ رمضان و شهادت امام، این حضور با سازماندهی نوین تقویت شد. آنان بدون انتظار برای دستور رسمی، در خدمت‌رسانی، امداد، آواربرداری، برپایی مواکب و فعالیت‌های فرهنگی پیشقدم شدند.

حضور طلاب و روحانیون در صحنه‌هایی مانند غسل و کفن شهدا، یا در پایگاه‌های بسیج و مساجد برای تأمین امنیت محلات، جلوه‌های درخشان این ایثار بود. اساتید حوزه نیز با فروتنی، در کنار مردم به خدمات جهادی مشغول شدند. این حرکت، همراه با انسجام کم‌نظیر نهادهای حوزوی، از برکات این دوره است.

همچنین، نقش طلاب خواهر در فعالیت‌های تبلیغی، فرهنگی و امدادی بسیار چشمگیر بود. در جبهه جنگ شناختی نیز کمیته‌های رصد و مطالعات راهبردی حوزه، به مقابله هوشمند با عملیات روانی دشمن پرداختند.

برای آشنایی هرچه بیشتر با فعالیت های فرهنگی، تبلیغی و جهادی طلاب، گفتگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین قنواتی، معاون امور طلاب و دانش‌آموختگان حوزه های علمیه انجام داده ایم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

بیش از پنجاه روز از سالروز شهادت امام شهید و عظیم‌الشأن‌مان، حضرت آیت‌الله العظمی امام سید علی حسینی خامنه‌ای می گذرد. این داغ و سوگ عظیم همچنان فروکش نکرده و به معنای واقعی کلمه سرد نشده است. حتی ما، همانند همه آحاد مردم، در دل آرزو داریم که روزی بیدار شویم و به ما گفته شود همه این اخبار تنها یک رؤیا و خواب بوده و بار دیگر امام شهیدمان را در میان خود ببینیم. این احساس، احساس مشترک همه مردم است؛ احساسی که تمام اقشار جامعه با سلایق، افکار و بینش‌های مختلف آن را درک می‌کنند.

حقیقتاً این سوگ و داغ یتیمی، بسیار متفاوت است. شاید اگر هر یک از ما عزیز شخصی خود را از دست داده بود، پس از گذشت پنجاه روز، اندکی از سنگینی این داغ کاسته می‌شد؛ اما هرچه زمان می‌گذرد، این داغ و این سوگ بر قلوب همه مردم، و نه‌تنها شیعیان و مردم ایران، بلکه بر دل همه مسلمانان و حتی همه انسان‌های موحد و آزادی‌خواه، سنگین‌تر احساس می‌شود. این احساس به‌وجود آمده که امت‌ها و ملت‌ها خود را شریک غم ما می‌دانند و به اشکال مختلف، این همدردی و همراهی در سوگ را ابراز می‌کنند.

عزاداری شهادت رهبر معظم انقلاب محدود به مرزهای کشور نشد

همان‌گونه که در اخبار مشاهده می‌شود، حضور مردم در خیابان‌ها در عزای رهبر و امام شهیدمان، دیگر محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نیست، بلکه کشورهای منطقه و جهان اسلام را نیز دربر گرفته است. حتی در کشورهای اروپایی و دیگر قاره‌ها، از جمله در آمریکا و آفریقا، گروه‌های کثیری از مردم با افکار، ادیان و فرق مختلف حضور می‌یابند و خود را در این کاروان سوگمند تعریف می‌کنند.

در کنار این سوگ و داغ بزرگ، حماسه و عظمتی نیز شکل گرفته است. ما همواره حماسه‌ها، عظمت‌ها، پیروزی‌ها و فتوحات خود را مرهون هدایت‌های داهیانه امام شهیدمان می‌دانستیم؛ اما این حماسه و این حضور سرشار از پیروزی امروز نیز، اگرچه به لطف آن بزرگوار است، اما شاید بیش از پیش به برکت خون ایشان رقم خورده باشد. به‌سبب محدودیت‌هایی که عالم ماده دارد، این هدایت و راهبری در زمان حیات ایشان نمی‌توانست به چنین فتح‌الفتوحی منتهی شود.

رهبر شهیدمان همچنان منشأ خیرات هستند

به تعبیر رهبر شهیدمان که می‌فرمودند اولیای خدا پس از وفات نیز همچنان منشأ خیر، اثر و برکت هستند و گاهی آثار و برکات آنان حتی بیش از زمان حیات‌شان ظهور می‌یابد. امروز ما این سکینه، این حماسه، این آرامش و این خیزش را در جامعه احساس می‌کنیم؛ خیزشی که افکار، اراده‌ها، سلایق و مشارب مختلف را حول یک محور گرد آورده است؛ یعنی عزت و شوکت ایران اسلامی و به تعبیری، بروز و ظهور فطرت‌ها.

انسان به‌روشنی احساس می‌کند که همه این امور بار دیگر به هدایت، اراده، لطف، امامت و قیادت ایشان در حال تحقق است. ازاین‌رو، هم عرض تسلیت دارم این داغ بزرگ و این شهادت عظیم را، و هم عرض تبریک دارم این اثر معجزه‌گون شهادت را؛ شهادتی که در آن، حقیقتاً تلخی و شیرینی، غم و شادی، انکسار و پیروزی، و اندوه و حماسه، همگی در هم آمیخته‌اند.

پیروزی‌های پی‌درپی نظام، انقلاب و مردم جای تبریک دارد

واقعاً این احساسی که امروز در جامعه ما وجود دارد، حالتی دوگانه و جمع میان اضداد است؛ شب‌ها و روزها مصداق عینی درهم‌تنیدگی صفات متضادی است که توصیف آن به‌سادگی ممکن نیست. بنده نیز به نوبه خود، هم شهادت امام شهیدمان را تسلیت عرض می‌کنم و هم این فتوحات و پیروزی‌های پی‌درپی نظام، انقلاب و مردم عزیزمان را تبریک می‌گویم؛ همچنین مجاهدت‌ها و رشادت‌های سرداران، دلاوران، سربازان و افسران جان‌برکف، موحد و حماسی‌ای که امروز در خط مقدم میدان، وظیفه خود را به بهترین وجه انجام می‌دهند، شایسته تبریک و تقدیر است.

افزون بر این، آغاز دهه کرامت و میلاد کریمه اهل‌بیت، حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها را تبریک عرض می‌کنم. همه ما به این امر افتخار می‌کنیم که در جوار مسجد نورانی و شریف حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها در شهر مقدس قم، بر سر سفره سرشار از مهر و عطوفت این بانوی کرامت حضور یافته‌ایم و به همین مناسبت خداوند متعال را شاکر هستیم.

حضور طلاب جهادی در میدان از آغاز جنگ تحمیلی

طلاب و روحانیون، همانند سایر اقشار مردم، از نخستین روزهای آغاز جنگ در صحنه حضور دارند. شاید برخی گمان کنند این حضور پس از شهادت حضرت آقا شکل گرفته است، در حالی که طلاب و روحانیون از ابتدای آغاز جنگ دوازده‌روزه، با درک کاملاً صحیح از میدان، حضوری فعال و اثرگذار داشتند. این حضور، فراز و فرودهای متعددی را پشت سر گذاشت تا به اغتشاشات دی‌ماه رسید؛ مقطعی که صحنه این نبرد در قالب یک جنگ تمام‌عیار شناختی، با سختی‌ها و پیچیدگی‌های فراوانی همراه شد.

با عنایت و هدایت امام شهیدمان، جمع گسترده‌ای از طلاب، روحانیون و اساتید، در قامت مبلغ و در چارچوب جهاد تبیین، پس از اغتشاشات دی‌ماه در روستاها، شهرها، مدارس و نقاط مختلف کشور حضور یافتند و تلاش کردند رسالت و مأموریت تبلیغی و تبیینی خود را به مرحله اجرا درآورند. آنان با وجود همه سختی‌ها، پیچیدگی‌ها و اصول و حرج‌هایی که در آن مقطع متوجه ساحت تبلیغ شده بود، میدان را ترک نکردند.

ساماندهی بیش از ۵۰ هزار طلبه

بر اساس برآوردها، بیش از پنجاه هزار نفر از طلاب و روحانیون، با هماهنگی و همکاری همه نهادهای حوزوی و نهادهای مرتبط با روحانیت، سازماندهی و ساماندهی شدند و به توصیه و تأکید امام شهید، جهاد تبیین را در آن جنگ تمام‌عیار شناختی، به‌ویژه پس از اغتشاشات دی‌ماه و پیش از آغاز جنگ رمضان، به‌صورت جدی دنبال کردند.

این ها از روحانیون، مبلغان، دانش‌آموختگان حوزوی فعال در آموزش‌وپرورش و سایر عرصه‌ها، و عموم طلاب و روحانیونی که خود را جزئی از این صف منسجم می‌دانستند، در این میدان حضور یافتند.

مأموریت طلاب در جنگ رمضان متفاوت از گذشته شد

با رسیدن به جنگ رمضان، از روزی که این جنگ آغاز شد و هم‌زمان با آن، شهادت امام شهیدمان، شهادت مظلومانه کودکان، خردسالان و دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب، و نیز شهادت پرشکوه و حماسی فرماندهان و مسئولان کشور رقم خورد، طلاب و روحانیون با سازماندهی‌ای کاملاً نو و متفاوت وارد صحنه شدند.

آنان میدان را به‌عنوان اولویت اصلی خود برگزیدند و در عرصه‌های گوناگون، هرجا که احساس نیاز می‌کردند، برای شکل‌دهی به این جبهه عظیم فرهنگی، تبلیغی و اجتماعیِ متحد و منسجم، به نقش‌آفرینی پرداختند.

این نقش‌آفرینی‌ها از فعالیت‌های جهادی، خدمات‌رسانی، امدادرسانی، آواربرداری و رسیدگی به آسیب‌دیدگان آغاز شد و تا برپایی مواکب، فعالیت‌های خدماتی، ایجاد شور و نشاط در اجتماعات مردمی، و نیز برگزاری کرسی‌های جهاد تبیین، تبلیغ، گفت‌وگو و مباحثه ادامه یافت؛ با این هدف که بصیرت‌افزایی، معرفت‌افزایی و روشنگری در جامعه بیش از پیش تحقق یابد. این روند از همان ساعات و لحظات اولیه آغاز جنگ کلید خورد.

طلاب منتظر ابلاغ رسمی و دستور اداری نماندند

طلاب و روحانیون منتظر ابلاغ رسمی، دستور اداری یا سازماندهی ستادی نماندند؛ بلکه بلافاصله، حتی در همان روز نخست، شاهد حضور خیل عظیمی از طلاب و روحانیون بودیم که به‌صورت کاملاً خودجوش عازم تهران شدند. برخی از این افراد قریب به چهل روز به قم بازنگشتند. تا امروز نیز بیش از چند صد نفر، و در مجموع قریب به دو تا سه هزار نفر از طلاب و روحانیون از قم و سایر استان‌ها، همچنان در تهران حضور دارند.

طلاب و روحانیون در هر جایی که ضرورت ایجاب می‌کرد، حضور می‌یافتند، بی‌آنکه برای خود شأن، منزلت یا جایگاه ویژه‌ای مطالبه کنند. حتی در برخی نقاط که بنده توفیق حضور در جمع آنان و عرض ادب داشتم، مشاهده کردم افرادی که از اساتید فاضل و حتی از مدرسان سطوح عالی حوزه بودند، لباس خدمت، امداد و فعالیت جهادی بر تن کرده و مشغول آواربرداری و خدمات‌رسانی بودند. آنان در کنار مردم قرار داشتند و توفیق خدمت به مردم و آسیب‌دیدگان را از هر کار دیگری مهم‌تر و در اولویت می‌دانستند. این، نخستین نکته‌ای بود که در عمل تحقق یافت.

طلاب در شرایط حساس کنونی دروس خود را تعطیل کردند

نکته دوم آن بود که با شکل‌گیری درک صحیح از این اولویت، طلاب و روحانیون همه فعالیت‌های علمی، آموزشی، تبلیغی و اجتماعی خود را متناسب با این میدان تنظیم کردند. در مواردی، اگر امکان داشت، در طول روز به فعالیت‌های میدانی می‌پرداختند و شب‌ها کلاس‌های درسی خود را به‌صورت حضوری برگزار می‌کردند.

در مقاطعی که جنگ شناختی به‌صورت بسیار پیچیده و سخت بروز یافت، حتی کلاس‌های درسی خود را نه‌تنها به شکل حضوری، بلکه حتی به‌صورت مجازی نیز تعطیل کردند و به‌طور کامل و همه‌جانبه، اولویت خود را میدان قرار دادند تا بتوانند در پشتیبانی از این جنگ و خط مقدم آن، جبهه عظیم فرهنگی لازم برای مقابله با جنگ شناختی را شکل دهند. این، دومین نکته برجسته‌ای بود که رخ داد.

اتحاد معجزه گون در جبهه اتحاد و تقسیم کار

نکته سوم، انسجام، یکپارچگی و همدلی کم‌نظیر طلاب، روحانیون و همه نهادهای حوزوی و نهادهای مرتبط با روحانیت بود. این انسجام به‌دور از هرگونه پراکندگی شکل گرفت. بنده به‌عنوان کسی که سال‌ها در فضای حوزه حضور داشته‌ام، به‌صراحت عرض می‌کنم که در طول دوران طلبگی خود، چنین سطحی از انسجام، یکدستی و هماهنگی را میان طلاب، روحانیت، نهادهای حوزوی و نهادهای روحانیت در خدمت‌رسانی و ایفای نقش‌ها و رسالت‌هایشان، آن هم در قالب یک جبهه متحد، با نگاشت نهادی مشخص و تقسیم کار روشن، به یاد ندارم. واقعاً این اتفاق را می‌توان از آثار و برکات معجزه‌گون این جنگ دانست.

در این شرایط، همه نهادها خود را در قالب قرارگاه جنگ ترکیبی بلاغ مبین حوزه و روحانیت در کنار یکدیگر یافتند و با تقسیم کاری منسجم وارد عمل شدند. در اینجا لازم می‌دانم صمیمانه از همه مسئولان نهادهای حوزوی، به‌ویژه دفتر مقام معظم رهبری، آیت‌الله اعرافی و مسئولان نهادهای مختلف حوزوی از جمله مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران، جامعه‌الزهرا، جامعه‌المصطفی، دفتر تبلیغات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه، بسیج طلاب و سایر نهادهای حوزه‌ای قدردانی و تشکر کنم.

فعالیت های تبلیغی طلاب در سراسر کشور

در استان‌های مختلفی که توفیق حضور داشتم و به محضر طلاب و روحانیون می‌رسیدم، شاهد فعالیت‌های گسترده و متنوعی بودم؛ از مواکب طلاب برادر و خواهر گرفته تا مواکب بسیج طلاب، گردان‌های رزمی ـ تبلیغی، و فعالیت‌های متنوع گروه‌های تبلیغی و جهادی. در همین‌جا مایلم به نکته‌ای اشاره کنم: آنچه عرض می‌کنم این است که همه این مجموعه‌ها دست در دست یکدیگر و در کنار هم فعالیت خود را آغاز کردند.

ما در دوران شیوع بیماری کرونا نیز شاهد اتفاقات قابل‌توجهی بودیم. در آن مقطع، به دلیل پیچیدگی‌ها و ابهامات ناشی از ناشناخته بودن ویروس کرونا، برخی پروتکل‌ها شکل گرفت و در روزهای ابتدایی شیوع این بیماری در کشور، دل‌های بسیاری از مردم جریحه‌دار شد.

بخشی از مردم با سختی‌ها، تلخی‌ها و مشکلات متعددی، به‌ویژه در زمینه غسل، کفن و دفن اموات مواجه شدند. با حضور و ورود طلاب و روحانیون و مشاهده مستقیم این شرایط، به‌ویژه در بهشت زهرا و دیگر آرامستان‌های مؤمنین، بسیاری از این مشکلات برطرف شد.

با وقوع این جنگ نیز، ما شاهد شهادت و از دست رفتن شمار زیادی از مردم شریف ایران اسلامی در نقاط مختلف کشور، به‌ویژه در تهران بودیم. به دلیل سختی شرایط، تعداد قابل توجهی از این عزیزان به‌صورت بسیار رقت‌انگیز و تأثربرانگیز به فیض شهادت نائل شدند و پیکرهای آنان در بسیاری موارد، شکل معمول و سالم خود را نداشت.

از دوران شیوع کرونا تا جنگ رمضان

در این شرایط، مردم از یک‌سو در اندوه و نگرانی ناشی از فقدان عزیزان خود به سر می‌بردند و از سوی دیگر، به‌سبب ابهام‌ها و مشکلاتی که در مسئله غسل، کفن و دفن شهدا و جان‌باختگان وجود داشت، دچار ناراحتی و اضطراب بودند. بحمدالله با حضور به‌موقع طلاب، روحانیون، اساتید و گروه‌های تبلیغی ـ جهادی در بهشت زهرا(س) تهران، این مشکل به‌خوبی برطرف شد و پیکرها مطابق با ضوابط و قواعد شرعی تغسیل، تکفین و تدفین گردید. در کنار این اقدامات، تلاش شد تا سکینه و آرامشی در دل مردم ایجاد شود. این مسئله یکی از جلوه‌های روشن این حضور مؤثر بود.

افزون بر این، در کنار مشکلاتی که برای مردم به‌واسطه خرابی‌ها و ویرانی‌ها ایجاد شده بود، حضور جهادی مردم، طلاب و گروه‌های مردمی، صحنه‌ها و جلوه‌های حماسی و شورآفرین فراوانی را رقم زد که خود قابل تأمل و توجه است.

لبیک طلاب به توصیه رهبر جدیدمان

نکته مهم دیگری که در این ایام رخ داد، لبیک سریع و عملی طلاب به توصیه و تأکید مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله حاج سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، مبنی بر این بود که مردم باید دوشادوش یکدیگر و در کنار هم، خلأها، کمبودها و نواقصی را که به اقتضای شرایط جنگی پدید آمده است، جبران کنند. طلاب از نخستین اقشاری بودند که به این فرمان لبیک گفتند و با حضور متنوع و مؤثر در صحنه‌های مختلف وارد عمل شدند.

در جاهایی که دشمن تلاش داشت با هدف قرار دادن پایگاه‌های بسیج و کلانتری‌ها، به زعم خود ناامنی و سلب امنیت را در جامعه گسترش دهد، طلاب در کنار مردم به فعال‌سازی پایگاه‌های بسیج، مساجد و محلات پرداختند، ایستگاه‌های ایست و بازرسی ایجاد کردند، گردان‌های امنیتی شکل دادند و تلاش کردند خلأهای امنیتی و انتظامی را پوشش دهند تا فرماندهان و نیروهای اصلی، تمرکز خود را از میدان نبرد از دست ندهند و دغدغه امنیت شهرها را نداشته باشند.

بحمدالله بنا به گفته همه افراد مطلع، در این روزهای جنگ، میزان ناامنی‌ها و آسیب‌ها نه‌تنها افزایش نیافته، بلکه در مواردی نسبت به قبل از جنگ نیز کاهش داشته است. مردم با احساس مسئولیت اعلام کردند که حتی اگر کلانتری‌ها یا پایگاه‌های بسیج هدف قرار گیرند، هیچ‌گونه سلب امنیتی در جامعه رخ نخواهد داد.

رسیدگی به امور نیازمندان و محرومان با محوریت طلاب حوزه

در عرصه مواسات نیز، همان‌گونه که امام شهید تأکید کرده بودند که در این روزها باید مراقب خانواده‌های محروم و مستضعف بود، ائمه جماعات مساجد، طلاب و روحانیون با تشکیل کانون‌های مواسات و شناسایی خانواده‌های آسیب‌دیده، یا خانواده‌هایی که به‌واسطه شرایط و اقتضائات جنگ دچار مشکلات اقتصادی شده بودند، تلاش کردند در کنار آنان حضور یابند و از آنان حمایت کنند.

بنده شخصاً در یکی از این مواکب و مدارس علمیه حضور پیدا کردم و مشاهده کردم که یک مدرسه علمیه، با حمایت و همکاری مردم همان محله، به مرکزی برای مواسات و رسیدگی به این خانواده‌ها تبدیل شده بود و انواع حمایت‌های مادی و معیشتی، از طریق مردم و به واسطه طلاب و روحانیون، به اقشار آسیب‌دیده می‌رسید.

خاطره ای از روزهای نخست جنگ رمضان

اجازه می‌خواهم خاطره‌ای را نیز عرض کنم. در روزهای نخست جنگ، توفیق داشتم به همراه برخی از طلاب در تهران حضور پیدا کنم. یکی از مردم شریف تهران نزد بنده آمد و گفت ما می‌خواهیم کاری انجام دهیم و به نظر می‌رسد شما در این جمع مسئولیتی دارید؛ بفرمایید ما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟

بنده عرض کردم اکنون ماه مبارک رمضان است و این عزیزانی که در حال فعالیت‌های جهادی، امدادی و خدمات‌رسانی هستند، اگر بتوانید برای این گروه‌های فعال در محله، افطاری تهیه کنید، کار بسیار خوبی است. ایشان گفتند همین؟ عرض کردم بله. پاسخ دادند خیالتان راحت باشد، افطار و سحری این افراد با ما.

چند روز بعد، زمانی که مجدداً به آن محل مراجعه کردم، مشاهده کردم همان گروه با همکاری مردم محله، روزانه چند هزار پرس غذا طبخ می‌کند. امروز نیز بیش از ۵۰ هزار وعده غذا توسط گروه‌های مختلف مردمی تهیه و در اختیار خانواده‌های آسیب‌دیده و خانواده‌هایی که به‌طور موقت در اماکن اسکان اضطراری مستقر هستند، قرار می‌گیرد. این، یکی از جلوه‌های زیبایی است که دشمن هرگز مایل نیست آن را ببیند، اما واقعیتی است که امروز در حال وقوع است.

غیرت دینی، انقلابی و ملی مردم

شاید پیش از این کمتر شاهد چنین صحنه‌های حماسی و پرشکوهی در تهران بوده‌ایم، اما امروز به‌روشنی غیرت دینی، انقلابی و ملی مردم تهران را مشاهده کردیم؛ غیرتی که واقعاً ستودنی و وصف‌ناپذیر است، آن هم با وجود تنوع افکار، سلایق و گرایش‌ها.

مقابله مردم سعادت‌آباد با شیطنت رسانه ای الجزیره

بنده شخصاً شاهد بودم زمانی که شبکه الجزیره با جهت‌گیری خاص و نیتی مغرضانه، دوربین خود را در یکی از خیابان‌ها در محدوده چهارراه دادمان سعادت‌آباد تهران، مستقر کرده بود تا القا کند که در چهارراه‌ها و میادین شهر خبری نیست و آنچه گفته می‌شود یا ساخته‌و پرداخته هوش مصنوعی است یا امری ساختگی و محدود.

در همان نقطه، مردم سعادت‌آباد دست در دست یکدیگر، نمادی مشترک از ایران و فلسطین را در آن چهارراه برپا کردند و پرچم‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی را به آتش کشیدند. جمعیت عظیمی در آن چهارراه گردهم آمده بود؛ به‌گونه‌ای که وقتی خود بنده در میان آنان حضور یافتم، حقیقتاً باور این صحنه برایم دشوار بود. تصور چنین حضوری، آن هم با این گستره و تنوع، تا پیش از آن برایم قابل پیش‌بینی نبود.

بعثت مردم با هر ظاهر و گرایشی

در آنجا معنای فرمایش حضرت آقا درباره «بعثت مردم» را با چشم خود مشاهده کردم. صحنه‌هایی دیدم که امکان بیان کامل آن‌ها در مقابل دوربین وجود ندارد و از ذکر برخی جزئیات آن احتراز دارم.

افرادی با ظاهر، پوشش و ذهنیتی که شاید هرگز در مخیله بنده نمی‌گنجید، امروز در صف دفاع از ایران اسلامی و جبهه انقلاب، پرچم ایران و فلسطین را در دست گرفته بودند و در مقابل دوربین‌های رسانه‌های خارجی، پرچم‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی را به آتش می‌کشیدند. این صحنه‌ها برای من کاملاً غیرمنتظره و شگفت‌انگیز بود.

اظهار علاقه، محبت و ارادتی که این افراد نسبت به طلاب، روحانیون و بسیجیان ابراز می‌کردند، از جمله صحنه‌هایی بود که روح و جان انسان را به‌شدت متأثر می‌ساخت و صحنه‌ها برای من بسیار شورانگیز و تکان‌دهنده بود.

دشمن هنوز جوانان ما را نشناخته است

در همان‌جا به‌روشنی احساس کردم که آن فرمایش حکیمانه مقام معظم رهبری در دیدار نوزدهم دی‌ماه امسال، حقیقتی عمیق را بازگو می‌کرد؛ آنجا که فرمودند دشمن، جوانان و مردم ما را نشناخته و فریب ظاهر و پوشش جوان امروز را خورده و بر اساس آن دچار تحلیل و محاسبه‌ای غلط شده است. من با چشم سر دیدم که ایشان در جوهره این جوانان، در باطن این دختران و پسران، حقیقتی را مشاهده کرده‌اند که شاید بسیاری از ما قادر به دیدن آن نبودیم. امروز این جوانان با همه وجود، پای ایران اسلامی ایستاده‌اند و جان‌فدای وطن خود هستند.

ضرورت روایت میدان‌داری، وطن‌دوستی و غیرت مردم

به‌راستی اگر میدان‌داری مردم، وطن‌دوستی و غیرت ملی آنان به‌درستی، هنرمندانه و دقیق تبیین و روایت نشود، در این جنگ روایت‌ها دچار خلأ خواهیم شد. ای کاش کسانی باشند که این صحنه‌ها و این حقیقت‌ها را آن‌گونه که هست روایت کنند. بنده در طول این ایام، در پانزده شانزده استانی که توفیق حضور داشتم، صحنه‌های شگفت‌انگیز و عجیبی دیدم؛ صحنه‌هایی که هرگز تصور نمی‌کردم روزی شاهد آن‌ها باشم.

در برابر حماسه های مردم تعظیم می کنم

افرادی با تیپ‌ها و ظاهرهایی کاملاً متفاوت، با لطف، محبت و احترام به یک طلبه و روحانی ملبس اظهار ارادت می‌کردند. در برابر این عظمت، حقیقتاً احساس خجالت و انکسار می‌کردم. بارها بغض گلویم را گرفت، اشک در چشمانم حلقه زد و در برابر این حماسه، این شور و این عظمت مردمی، سر تعظیم فرود آوردم.

صحنه هایی که در جنگ رمضان معنای آیات الهی بود

شب گذشته، پیرمردی نحیف و ناتوان را دیدم که به‌سختی قادر به راه رفتن بود؛ بر لبه جدول کنار بلواری نشسته بود و با تمام توان، پرچمی را در دست گرفته و آن را تکان می‌داد. از این دست صحنه‌ها کم نبود. اگر نام این پدیده «بعثت» نیست، پس چیست؟

همواره به دوستان عرض کرده‌ام که بعثت انبیا در طول تاریخ، همواره با نشانه‌های اعجازگونه همراه بوده است. این حضور خارق‌العاده و شگفت‌انگیز مردم، باطل‌کننده همه نقشه‌های پیچیده دشمن و برهم‌زننده تمام محاسبات او بود. این حضور نشان داد که خدای متعال در این مقطع اراده کرده است پرچم «لا إله إلا الله» به دست این مردم، بر قله‌های رفیع عالم به اهتزاز درآید.

انسان وقتی این صحنه‌ها را می‌بیند، معنای آیات الهی را با جان خود لمس می‌کند؛ آنجا که خداوند می‌فرماید اگر بخواهد، با قدرت لایزال خود می‌تواند دینش را اقامه کند، اما اراده حکیمانه او بر این تعلق گرفته است که اقامه دین و تحقق قسط و عدل، به دست مردم و با حضور آنان صورت پذیرد. این همان حقیقتی است که نظام حکمرانی توحیدی را با جمهوریت پیوند زده و ما امروز در فضای آن نفس می‌کشیم. به‌راستی باید شاکر این نعمت بزرگ الهی بود.

یکی از جلوه‌های روشن این ایام، حضور طلاب و روحانیون در کنار مردم، با روحیه‌ای سرشار از نشاط، لبخند، رضایت و افتخار به خدمت بود؛ جلوه‌ای که بنده آن را در نقاط مختلف کشور، بارها و بارها با تمام وجود مشاهده کردم.

حوزویان همچنان تمام قد در میدان خدمت

برای من باورکردنی نبود که اساتیدی که تا دیروز درس رسائل، مکاسب و کفایه می‌گفتند و سال‌ها پشت کرسی‌های علمی به تدریس متون عالی فقه و اصول مشغول بودند، امروز پشت میز مواکب ایستاده باشند؛ در حال پذیرایی، خدمت‌رسانی، قدردانی از مردم، و حتی آواربرداری. همان استادی که تا دیروز «نهایه» و «کفایه» تدریس می‌کرد، امروز در کف خیابان‌های تهران، با همان جسمی که شاید به‌ظاهر ناتوان به نظر برسد، مشغول خاک‌روبی و کمک به گروه‌های جهادی و تبلیغی است و بی‌تفاوت از کنار رنج مردم عبور نمی‌کند. این‌ها صحنه‌هایی به‌شدت شورانگیز و تکان‌دهنده است.

امروز حوزه و روحانیت، با تمام وجود و بی‌محابا در میدان حضور دارد

به‌نظر بنده، این رخداد صرفاً «بعثت مردم» نیست؛ گمان می‌کنم ـ هرچند این سخن را به‌عنوان یک برداشت شخصی عرض می‌کنم ـ نوعی بعثت در درون حوزه‌های علمیه نیز اتفاق افتاده است. امروز حوزه و روحانیت، با تمام وجود و بی‌محابا در میدان حضور دارد.

تغییر مأموریت مدارس علمیه

از همان روز نخست آغاز جنگ، مدارس علمیه درس و بحث رسمی خود را تعطیل کردند، اما خود مدارس تعطیل نشد؛ بلکه فعال‌تر از گذشته، به پایگاه‌ها و قرارگاه‌های فرهنگی، تبلیغی و خدمت‌رسانی تبدیل شدند. بیش از چهارصد و دوازده مدرسه علمیه توفیق برپایی موکب را پیدا کردند و بسیاری از این مواکب، بحمدالله، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

شهادت می‌دهم که ...

بنده شهادت می‌دهم که در روز نخست، زمانی که در کارگروه و کمیته برنامه‌ریزی برپایی مواکب حضور داشتیم، تصور ما این بود که این فعالیت‌ها نهایتاً سه، چهار روز یا شاید یک هفته ادامه پیدا کند. هیچ‌یک از اعضای آن جلسه حتی احتمال نمی‌داد که این مواکب بیش از ۵۰ روز به‌طور مستمر فعال بمانند. اما آنچه رخ داد، محصول میدان، حمایت بی‌دریغ مردم، لطف الهی و عنایت اهل‌بیت علیهم‌السلام بود. امروز ما به‌روشنی دست هدایت امام عصر(عج) را در حوزه‌های علمیه مشاهده می‌کنیم و درمی‌یابیم که حوزه صاحب دارد، جهت می‌دهد و راهبری می‌کند.

این حرکت، معطل ابلاغ‌های رسمی و بخشنامه‌های ستادی نماند. ستادها بعداً همان اموری را ابلاغ کردند که پیش از آن، در میدان آغاز شده بود. دغدغه همه ما این بود که در کنار دوستان باشیم، یاور آنان باشیم و خداوند متعال را باید صادقانه شاکر بود.

حضور طلاب در جنگ رمضان محدود به فعالیت های تبلیغی نیست

در عرصه‌های دیگر نیز اتفاقات مهمی رخ داده است. گردان‌های رزمی ـ تبلیغی طلاب شکل گرفته‌اند. ده‌ها هزار نفر از طلاب در پویش «جان‌فدا» ثبت‌نام کرده‌اند، اما به این مقدار بسنده نشده است.

امروز در استان‌هایی همچون هرمزگان، همدان، خوزستان، خراسان، تهران و دیگر نقاط کشور، گردان‌های رزمی ـ تبلیغی فعال هستند و طلاب، در کنار فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی، آموزش‌های نظامی و امنیتی نیز دیده‌اند تا در صورت نیاز، در کنار نیروهای مسلح و سربازان کشور در میدان حاضر شوند.

در هرمزگان، چندصد نفر از طلاب در قالب این گردان‌ها به‌طور عملی در حوزه‌های امنیتی و میدانی فعالیت می‌کنند. در ملایر، تهران، خوزستان، مناطق مرزی غرب کشور و سایر نقاط نیز این حضور به‌صورت جدی در حال شکل‌گیری است.

در طول این مدت، با توجه به تهدیدات گسترده‌ای که به‌ویژه در جبهه غرب کشور وجود داشت، نگرانی‌هایی درباره برخی تحرکات احتمالی مطرح بود. در برخی شهرها، به توصیه مسئولان، بخشی از مردم به‌طور موقت از شهر خارج شده بودند.

اما امروز، با محوریت روحانیت، بسیجیان و خود مردم، اجتماعات عظیم و معناداری در همان شهرها در حال شکل‌گیری است. نمونه روشن آن، استان کردستان و شهر سنندج است. شهری که در روزهای نخست جنگ، به‌دلیل ضرورت آمادگی برای واکنش سریع، تا حدی خالی از سکنه شده بود، امروز شاهد بازگشت مردم است.

کوچک ترین حرکت معاندان از سوی مردم پاسخ داده می شود

مردم صحنه را خالی نکردند و با صراحت اعلام کردند که «جان‌فدای ایران» هستند و اگر دشمنان و گروه‌های معاند بخواهند کوچک‌ترین تحرکی علیه کشور و نظام داشته باشند، با ایستادگی مردم مواجه خواهند شد.

امروز چنین بعثتی، در عرصه‌های مختلف در حال وقوع است. و در پایان، انصاف نیست اگر از نقش و فعالیت خواهران نیز یاد نشود؛ حضوری مؤثر، عمیق و تعیین‌کننده که در کنار برادران، بخشی جدایی‌ناپذیر از این حرکت عظیم و تاریخی را شکل داده است.

حضور جهادی بانوان طلبه

نمی‌توان از نقش بسیار پررنگ خواهران در این حرکت عظیم مردمی غافل شد. با اطمینان عرض می‌کنم ـ و این را بدون هیچ‌گونه مجامله یا تعارف می‌گویم ـ بخش قابل‌توجهی از فعالیت‌هایی که امروز در کف خیابان، در مساجد، محلات، نهضت‌های مردمی و در شور و حماسه عمومی کشور در جریان است، مرهون حضور فعالانه و اثرگذار طلاب خواهر است.

طلاب برادر، لباس روحانیت و عمامه را به‌عنوان نشانه هویتی خود دارند، اما طلاب خواهر چنین نشانه‌ای ندارند. از همین‌رو، بسیاری از مردم شاید متوجه نباشند که بخش عمده‌ای از خدمات اجتماعی، امدادی، آموزشی، فرهنگی و تبلیغی در این روزها توسط همین بانوان طلبه انجام می‌شود. آنها در خط مقدم تبیین دینی، تبلیغ فرهنگی، مشاوره اجتماعی و حتی جنگ شناختی حضوری فعال دارند.

در سفرهایی که به نقاط مختلف کشور داشتم، بارها با چنین صحنه‌هایی مواجه شدم. از آنان می‌پرسیدم «شما از کجا آمده‌اید؟» و با تواضع می‌گفتند: «من طلبه‌ام». این فروتنی و اخلاص باعث شده بسیاری از این مجاهدان گمنام شناخته نشوند و فعالیت ارزشمندشان بازتاب رسانه‌ای نیابد.

امروز بیش از ده هزار نفر از طلاب و روحانیون فعال در آموزش و پرورش در کنار سایر نیروهای داوطلب، در قالب قرارگاه جنگ ترکیبی «بلاغ مبین» حوزه و روحانیت ساماندهی شده‌اند و نقش مؤثری در عرصه‌های مختلف فرهنگی، آموزشی و رسانه‌ای بر عهده گرفته‌اند.

تدوین میثاق نامه شش ماده‌ای فعالیت روحانیت

از نخستین روزهای بحران، بر اساس الزامات پیام نخست مقام معظم رهبری، بخشنامه‌ای در شش محور طراحی شد که پس از بحث و بررسی با مدیران استانی و مسئولان مدارس علمیه خواهران و برادران، به‌عنوان میثاق فعالیت روحانیت تدوین گردید. بر مبنای آن، فعالیت‌های طلاب و روحانیون در حوزه‌های گوناگون تبلیغی، آموزشی، امدادی و جهادی همچنان با قوت ادامه دارد.

البته بخش دیگری از میدان، وجهی عمیق‌تر و شاید کمتر مشهود دارد. بخشی که در آن، فعالیت طلاب خواهر و برادر نه در قالب مواکب یا پایگاه‌های خدمت‌رسانی، بلکه در جبهه‌ای غیرقابل‌مشاهده و حساس‌تر، یعنی «جنگ شناختی» جریان دارد.

دشمن، پس از اعتراف عمومی به شکست در میدان نبرد، خاکریز خود را تغییر داده و تلاش می‌کند با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی و عملیات روانی پیچیده، میان مردم دودستگی، بی‌اعتمادی به مسئولان و شکاف میان عرصه دیپلماسی و میدان ایجاد کند.

رصد روزانه سناریوهای رسانه ای دشمن

در مقابل، جمعی از نخبگان و اساتید حوزه‌های علمیه با تشکیل کمیته رصد و مطالعات راهبردی، روزانه سناریوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمن را رصد کرده و به ابطال آن‌ها می‌پردازند. بیست‌ودو تا بیست‌وسه گروه نخبه حوزوی در این کمیته‌ها فعال‌اند و ضمن بررسی روندهای فکری و رسانه‌ای، بسته‌های محتوایی فاخر و سنجیده‌ای برای مقابله هوشمندانه با این طراحی‌ها تولید می‌کنند. این عرصه گرچه مانند فعالیت‌های میدانی قابل‌مشاهده نیست، اما به‌غایت حیاتی و اثرگذار است.

به فضل الهی، امروز انسجام، وحدت و هم‌افزایی چشمگیری در میان طلاب و روحانیت به‌وجود آمده است. این همدلی، از عالی‌ترین قله‌های مرجعیت تا پایین‌ترین سطوح حوزه، کاملاً محسوس است. همگان، از مراجع عظام تا طلاب جوان، دل در گرو آن دارند که رسالت خود را در قبال میهن و دین به‌بهترین نحو انجام دهند.

مراجع تقلید؛ پرچمدار وحدت و حماسه

در پایان باید از نقش هدایت‌گر و امیدبخش مراجع معظم تقلید یاد کرد. مراجع عظام با پیام‌های روشنگرانه خود، پرچمدار وحدت، حماسه و الهام‌بخش روحانیت در این ایام بوده‌اند. به برکت همین هدایت، امروز جمع بسیاری از طلاب، روحانیون و اساتید حوزه، آمادگی کامل خود را برای حضور در قالب گردان‌های رزمی تبلیغی اعلام کرده‌اند تا در کنار رزمندگان کشور، متناسب با هر سناریوی احتمالی دشمن، ایفای نقش کنند. این نیز بخشی از همان بعثت نوین است که در عرصه‌های گوناگون حوزه و جامعه در حال تجلی است.

لزوم فعال‌سازی مساجد و پایگاه‌های بسیج در محلات

لازم می‌دانم به یک نکته مهم نیز اشاره کنم. امروز یکی از جدی‌ترین مأموریت‌ها و تأکیدات حوزه و روحانیت ـ برای طلاب، فضلا و اساتید ـ فعال‌سازی مساجد و پایگاه‌های بسیج در محلات است؛ چراکه مسجد می‌تواند موتور محرکی باشد که بیشترین سهم را هم در جبهه‌سازی فرهنگی و هم در پشتیبانی از این سپاه عظیم مردمیِ حاضر در میدان داشته باشد.

بحمدالله بخش قابل‌توجهی از طلاب و روحانیون به نقاط مختلف کشور اعزام شده‌اند تا برخی مساجدی را که نه تعطیل، بلکه نیمه‌فعال یا فصلی بوده‌اند، احیا و فعال کنند. تلاش بر این است که با محوریت مسجد، جوانان، نوجوانان، دانش‌آموزان، دانشجویان، بانوان و عموم مردم در قالب هسته‌های مردمی و حلقه‌های میانی، منسجم، متشکل و آماده نقش‌آفرینی شوند؛ تا هرجا جامعه با خلأ یا نیازی مواجه شد، این شبکه مردمی بتواند به‌موقع و مؤثر وارد میدان شود.

شأنی جز خدمت و نوکریِ طلاب و مردم نداریم

ما در معاونت امور طلاب، در کنار دیگر معاونت‌های حوزه، برای خود شأنی جز خدمت و نوکریِ طلاب و روحانیون در مسیر خدمت صادقانه و خالصانه به مردم و انقلاب اسلامی قائل نیستیم و تلاش می‌کنیم با تصمیم‌های درست و به‌موقعی که باید در ستاد و قرارگاه اتخاذ شود، بستر این فعالیت‌ها هرچه بهتر فراهم و تقویت گردد.

تمرکز اصلی برنامه‌ها و فعالیت‌ها «میدان و دفاع از کشور»

در شرایط فعلی، اولویت و تمرکز اصلی برنامه‌ها و فعالیت‌ها «میدان و دفاع از کشور» است و همه ظرفیت‌ها به این مسئله معطوف شده است. پس از عبور از این مرحله، پیگیری مأموریت‌های اصلی حوزه مطابق مطالبات امام شهید و مقام معظم رهبری در چارچوب پیام تاریخی «حوزه پیشرو و سرآمد» با برنامه‌ریزی‌های متنوع دنبال خواهد شد؛ اما اکنون کانون توجهات، همین میدان فرهنگی و شبکه‌سازی مردمی است.

سخن پایانی / تشکر از خبرگزاری حوزه

در پایان، از خبرگزاری حوزه تشکر می‌کنم. شاهد بودم که شما در طول این ایام کوشیدید گوشه‌هایی از فعالیت طلاب و روحانیون را ـ چه در مواکب، چه در گروه‌های تبلیغی و جهادی، چه در خدمت‌رسانی‌ها و چه در صحنه‌های تبیینی و اجتماعات ـ به تصویر بکشید. امروز شاید یکی از مهم‌ترین خاکریزهای این نبرد، خط رسانه است و امید داریم با ظرفیت عظیمی که در میان طلاب و کنشگران رسانه‌ای وجود دارد، به حول و قوه الهی این خاکریز نیز تقویت و فتح شود و شکست دشمن بیش از پیش آشکار گردد.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha